عطا ملك جوينى
790
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
حواشى و اضافات ( 2 * ) - ص 469 س 9 - 11 : اين ابيات از خسرو شيرين نظامى است از اواخر آن در ابتداى حكايت « كابين بستن خسرو با شيرين » . و در نسخهء خطّى بسيار مصحّح مضبوط نظامى ملكى راقم سطور مورّخهء سنهء 790 ابيات مذكور بدين گونه مسطور است : سعادت چون گلى پرورد خواهد * بيارايد پس آنگه مرد خواهد نخست اقبال بردوزد كلاهى * چو وقت آيد نهد بر فرق شاهى ز دريا در برآرد مرد غوّاص * به كممدّت شود بر تاجها خاص ( 1 - ) - ص 652 س 13 - 14 : اين دو بيت از ليلى مجنون نظامى است از اواسط آن در ابتداى حكايت « آمدن قاصد ليلى به مجنون و نامه آوردن » . و در نسخهء خطّى سابق الذّكر بدين طريق مسطور است : روزىّ و چه روز عالم افروز * روشن همه چشم از آنچنان روز صبحش چو بهشت بر دميده * بادش نفس مسيح ديده ( 2 - ) - ص 653 س 4 : خود پديدست در جهان بارى * كار هر مرد و مرد هر كارى از سنائى است ( امثال آقاى دهخدا ، ج 1 ص 757 ) . ص 653 س 14 : مطلع غزل كمال الدّين اسماعيل اصفهانى كه اين بيت از آن جمله است اينست : جان را چو نيست وصل تو حاصل كجا برم * دل را كه شد ز درد تو غافل كجا برم بىوصل جانفزا و حديث چو شكّرت * اين عيش همچو زهر هلاهل كجا برم بىپايمرد وصل ز غرقاب حادثات * كشتى عمر خويش به ساحل كجا برم ( 3 - ) - ص 653 س 14 : اين بيت يعنى : گر بر كنم دل از تو و بردارم از تو مهر * آن مهر بر كه افكنم آن دل كجا برم در كليلهء و دمنه در اوايل باب التفحّص عن امر دمنه ( طبع طهران سنهء 1282 ص 107 ، و طبع آقاى ميرزا عبد العظيم خان ص 117 ) بهعنوان تمثّل ذكر شده ، و بنابراين بر فرض صحّت نسخ كليله و دمنه يعنى بر فرض اينكه اين بيت در اصل ترجمهء كليله و دمنهء ابو المعالى نصر اللّه موجود بوده و الحاقى نسّاخ متأخّر در آن كتاب نباشد ممكن نيست كه بيت مزبور از كمال الدّين اسماعيل باشد چنان كه ما در ص 293 استنادا به اينكه اين بيت در ضمن غزلى معروف از شاعر مشاراليه كه مطلع آن اينست :